تبليغاتX
کارگروه مطالعات زنان (دانشگاه هرمزگان)
کارگروه مطالعات زنان (دانشگاه هرمزگان)

من بلند شدم و گفتم: حاج آقا خون شما چه رنگیه؟

گفت: خوب قرمزه .

گفتم: خون ما هم همرنگ خون شما ست چرا شما باید بمونید و ما برویم ؟

گفت: خوب مصلحت اینه.

گفتم: این چه مصلحتیه ؟ هنوز که اوضاح این قدر بحرانی نشده ،ما که تو محاصره نیفتادیم.میدونم شما نگران هستید دشمن ما رو محاصره کنه و به اسارت ببره.اما ما قول می دیم اسیر نشیم .نمی خوایم منت بذاریم ولی شما بگید اگر ما نباشیم واقعا مردا می تونن کارهایی رو که خانم ها انجام میدن به عهده بگیرن ؟ مگر نه اینکه مردها باید فرصت و انرژی شون رو بذارن برای خطوط؟ حاج آقا حضور ما اینجا لازمه . مگه تو صدر اسلام در جنگ های رسول الله خانم ها نبودند؟

گفت: چرا ولی اون موقع فرق می کرد . الان دشمن ناجوانمردانه عمل میکنه .شما در جریان همه خبرها واتفاق ها نیستید. نمی دونید این بعثی های از خدا بی خبر چطور حریم همه چیز رو شکستند .

گفتم :حاج آقا دشمن کی جوانمردانه عمل کرده که حالا بار دومش باشه .دشمن همیشه ناجوانمرده .این استدلال کافی نیست .ما نمی خوایم از اینجا بریم .همین جا می شینیم .لب به آب و غذا هم نمی زنیم تا جایگاه ما مشخص بشه.هرچه قدر هم می خواد طول بکشه .

این قسمت از حرف هایم را براساس تحصن ها و اعتصاب هایی که در فیلم های جنگی دیده یا در کتاب  زنان قهرمان تاریخ خوانده بودم ، گفتم .

 شیخ شریف در جوابم گفت : آخه خواهر چرا اینجوری می کنید؟چرا حرف گوش نمی دید؟

گفتم : اگه شما یادتون باشه ، روزهای اول می گفتید وجود خواهرها لازمه اگه خواهرها نباشن کارا رو زمین می مونه حالا چی شده که وجود خواهرها مزاحم شده ؟

خیلی عصبانی شده بودم خون خونم را می خورد. در بین حرف هایم مثل اسپند روی آتش بلند می شدم و می نشستم.به هیچ عنوان حاضر به رفتن از شهر نبودم به کار خانم ها اعتقاد داشتم می دیدم هم نیاز به نیروی کار هست، هم خانم ها واقعا کار آمد هستند. به نظر من در جنگ دفاع بر مرد و زن، واجب بود. فرق نمی کرد. از طرفی خوشم نمی آمد مرد ها فکر کنند خانم ها بی دست و پا هستندد و فورا تسلیم دشمن می شوند. چرا که خانم ها خودشان حساسیت وغیرتشان به مسائل خیلی بیشتر بود. به همین خاطر این طور اصرار و بحث می کردم. بچه ها هم دربین حرف هایم صحبت می کردند .گاه با هم حرف می زدیم و هیاهو می شد.

دست آخر شیخ کوتاه آمد و گفت: حرف حساب شما چیه ؟

گفتم : ما این جا می مونیم تا روزی که بدونیم ، می تونیم کاری از پیش ببریم . هر وقت تشخیص دادیم به کار کردن ما نیازی نیست و ماندن مان نه تنها مفید نیست که ضرر هم داره اون وقت خودمون راهمون رو می کشیم و میریم. نگران نباشید ما نمی گذاریم عراقی ها ما رو اسیر کنند.

شیخ شریف گفت:  حالا که این طوره با مسئولیت خودتون می مونید .

همه گفتیم : مگه تا حالا کسی مسئولیت ما رو برعهده داشت ؟

شیخ گفت: خوب حالاکه این طوری شد دیگه هر روز نیاید بگید ما می خوایم بریم خطوط در گیری .باید همکاری کنید . وقتی میگویند نباید برید خطوط اصرار نکنید . همه کارها باید با هماهنگی باشه.در این صورته که من وساطت می کنم، موندن شما قطعی بشه .حالامن از آقای دکتر می خوام که اجازه بدهند شما در مطبشون کار کنید. بلند شوید،برید به کارهاتون برسید.مطب در اختیار شما . من با شما هستم تا ان شاالله دشمن رو از خونمون بیرون کنیم.

موفق شده بودیم . از خوشحالی سر از پا نمی شناختیم .بلند شدیم ، رفتیم توی مطب.

 برگرفته از کتاب دا

این ها خواهش ها واصرار های دختر هفده ساله ای است که وقتی دید اشغالگران بعثی وحشیانه به وطنش هجوم آورده اندو مردم شهرش را به خاک و خون کشیده اند مردانه ایستاد و هرکاری که از دستش برمی آمد از غسل و کفن شهدا تا امدادگری و تعمیر اسلحه انجام داد و هیچ سختی باعث نشد حتی لحظه ای  در اعتقاداتش تردید کند زیرا می دانست آسودگی عدم است و زندگی در ذلت عین فنا و نیستی...

اگر به داستان های جنگ علاقه مندی و دوست داری داستان های دفاع مقدس را از زاویه دیگر ٫از دید دختری که از روزهای ابتدایی جنگ در خرمشهر حضور داشته بخوانی می توانی  کتاب دا برگرفته از خاطرات سیده زهرا حسینی را مطالعه کنی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390ساعت 19:23  توسط کارگروه مطالعات زنان (دانشگاه هرمزگان) | 

سئوال: چرا در برخی از دعاوی، شهادت زن در دادگاه پذیرفته نمی شود و یا شهادت دو زن، معادل شهادت یک مرد محسوب می شود؟

 آیا این امر نافی ارزش زن در قوانین داخلی ما نيست؟

 همه ما معتقد به این هستیم که آیات و قوانین الهی در  برگیرنده مصالح و حکمت هایی هستند که عمل به آنها سعادت انسان و جامعه را تأمین می کند. در بحث شهادت دادن هم مصالح و حکمت هایی وجود دارد که علی رغم تفاوت میان زن و مرد ، در مجموع خیر و صلاح و سعادت جامعه انسانی را تضمین می نماید.

اگرواقع بینانه به این موضوع نگاه کنیم شهادت دو زن به جای یک مرد ، هیچ ارتباطی به ارزش گذاری میان افراد جامعه ندارد. ااین رو در مواردی که لازم است دو فرد عادل شهادت دهند هیچ فرقی نمیکند که این دو فرد چه کسانی باشند.ممکن است یکی از  ایشان حضرت علی (ع) و دیگری یک عضو عادی جامعه باشد.به نظر شما کنار هم قرار دادن این دو نشان از ارزش یکسان دارد ؟

اساسأ شهادت برای افراد یک تکلیف محسوب می شود ونه یک حق که کسی ادعا کند اگر شهادت زن در مواردی پذیرفته نمی شود حقی از او ضایع گردیده است بلکه در واقع تکیلفی از روی دوش او برداشته شده است.

از آن جایی که شهادت دادن ارتباطی با ارزش گذاری بین افراد ندارد لذا چنین نیست که اساسأ شهادت زن در دادگاه پذیرفته نشود بلکه در امور مختلف ، به لحاظ مناسبت آن موضوع با طبیعت شاهد،تعداد شهود تعیین می گردد.در مواردی فقط شهادت زن پذیرفته می شود در مواردی شهادت زن به انظمام سایر زنان یا مردان پذیرفته می شود .

در برخی دعاوی مثل ولادت ، اثبات رضاع و... فقط شهادت زن قابل قبول است وشهادت چندین مرد نمی تواند در این موارد با شهادت ولو یک زن برابری می کند.

مطالعات روان شناسی بر این واقعیت تأكيد دارد که زنان در شرایط حاد احساسی و عاطفی، به دليل شدت احساسات و عواطف، جزئیات قضایا را کمتر به خاطر می سپارند و توجهشان بیشتر به کلیات امور معطوف می گردد.

 در صورتی که در مواردی نظیر شهادت بر قتل، آنچه که مهم است، به خاطر آوردن جزئیات واقعه نظیر ساعت وقوع، ابزار قتل، نحوه به قتل رساندن و ... است و درصورتی که اجزاء و موارد بیان گردیده، با بیانات سایر شاهدین منطبق نباشد، منجر به بطلان شهادت و مجازات مدعی شهادت می گردد و اين تكليفي فوق توان و طاقت زن است كه از باب لطف از عهده او برداشته شده است.

با عدم پذیرش شهادت زنان در این امور، بار مسئولیت زنان سبک تر می شود در برخی از موارد هم با پذیرفتن شهادت یک زن به انضمام زن دیگر (معادل بودن شهادت دو زن با شهادت یک مرد) حضور یک شاهد زن دیگر کمک خواهد کرد تا زنی که داوطلب شهادت شده با همراهی دیگری، جزئیات را به يكديگر یادآوری كرده و شهادت دقیق واقع شود و زنان شاهد از شهادت نادرست مبرا گردند.

این نکته در قرآن در سوره بقره آیه 284ذکر شده است : « ... و استشهدوا شهیدین من رجالکم فان لم یکونا رجلین فرجل و امرأتان ممن ترضون من الشهداء ان تضل احدیهما فتذکر احدیهما الاخری...»؛ «دو نفراز مردان به گواهی  بگیرید! پس اگر دو مرد نبودند، یک مرد و دو زن را از میان کسانی گواهی کنید که مورد رضایت و اطمینان شما باشند تا اگر یکی از زنان فراموش نمود دیگری به او یادآوری نماید...».

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آذر 1389ساعت 12:26  توسط کارگروه مطالعات زنان (دانشگاه هرمزگان) | 
 

از جلسه هفتگی کارگروه که روی نیمکت های سبز ،خشک و نرم خوابگاه زیر درختان سرسبز برگزار می شه و به قول بچه ها محیطی دنج و شاعرانه داره برمی گشتم.

درون ذهنم هیاهویی به پا بود انگار که داخل کلاس درس باشم و همه بهم بگن خانم معلم .

بچه ها هرکی از دیاری حرف می زد، هر کی از یه عقیده یا عقده می گفت ...

یکی حیرون از اوضاع دختران در جامعه ، یکی شاد از قوانین عادلانه ٫عالمانه .

یکی شاد، یکی غمگین، یکی ترش، یکی شیرین.

جواب این همه حیرونی و شادی و غمگینی و ترشی و شیرینی رو نمی دونستم

ولی می دونستم یه الگو نیاز است که این همه آشفتگی و حیرونی رو دربربگیره .هرچه در کوچه های ذهنم دنبالش گشتم به این ور واون ور سر زدم پیداش نکردم.

خلاصه تو این خیالات بودم که رسیدم سوئیت . روی تختم نشستم . یه لحظه چشمامو بستم وقتی باز کردم  به ناگاه چشمم به چیزی افتاد که وقتی دلم میگرفت باهاش آروم می شدم .به قولی یار زمان خستگی و دلتنگیم بود. بلند شدم قرآن رو برداشتم از ذهن آشفته خودم رها شدم . با خدای خودم سر راز ونیاز رو باز کردم .احساس کردم یک قدم به خدا نزدیک تر شدم ...

یه لحظه به ذهنم آمد چه چیزی از قرآن جامع تر و کامل تر ...

 سریع رفتم پیش بچه های کارگروه و موضوع رو مطرح کردم .خوشبختانه مورد استقبال همه قرار گرفت .قراری باهم گذاشتیم که هر هفته با تفکر و تفحص در قرآن آیات مربوط به زنان را استخراج کنیم و سپس با بررسی آیات و تفسیر آن نتایج رو به صورت دست نوشته از اعضای کارگروه برای مطالعه شما در وبلاگ قرار دهیم .

میدونیم راه سختی رو در پیش گرفتیم ولی امیدواریم با دعای خیر شما دوستان و عنایات مادرمان فاطمه زهرا بتوانیم عملکرد قابل قبولی داشته باشیم .یا زهرا

                                                                                           

                                                                                               

                                                                                                            

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آذر 1389ساعت 22:45  توسط کارگروه مطالعات زنان (دانشگاه هرمزگان) | 
 

بعد از اتمام همایش دختران خمینی کبیر در گذر از حرم حضرت خوبی ها ما شما را فراموش نکردیم

 و در آن مکان مقدس در کنار الگوی خوبان خانمی که در تمامی مراحل زندگی از تقوا تا علم

همواره در کنار برادرش بوده ،به یادتان بودیم و لحظه هایمان را برای همراه شما بودن تقسیم می کردیم.

در این کره خاکی انسان هایی وجود دارند که از وجودشان شکوفه های عشق جوانه می زند

 و ما از آن شکوفه ها گل هایی مثل شما را داریم

                                                  "روزتان مبارک"(البته با کمی تاخیر)

 

خواهرم

        دختر واژه ای که از ابتدای نفس هایش با ترانه عفت شناخته شد

                                     و زمانی که از رسایی کلامش آوای دوستی را شنیدیم

                                                                دانستیم

         راهی که ما به پایان آن می نگریم در آرامش حس همچون شبنم اوست

خدا از با ارزش ترین داشته ایش رحیم بودن را به تو هدیه کرد تا بدانی که سنگ دل ترین قلبها

                                    در برابر تولد احساست کم می آورند ....

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مهر 1389ساعت 14:48  توسط کارگروه مطالعات زنان (دانشگاه هرمزگان) | 

گذری بر مواد 22 ،23 ،24 لایحه حمایت از خانواده

 در ماده 22 لایحه آمده که ازدواج موقت فقط در شرايط خاص بايد انجام شود و ثبت آن هم فقط در صورت باردار شدن زوجه باشد و درحالی که اعضای کمیسیون قضایی معتقدند که این ماده تاکید بر ازدواج دایم دارد .

 کارشناسان اجتماعی معتقدند عدم وجود این ماده در حالی که برخی از افراد پنهانی ازدواج موقت می کنند و فرزند ناشی از این ازدواج بلا تکلیف خواهد بود و مرد مسئولیت این فرزند را نخواهد پذیرفت مشکل ساز است در حالی که این ماده مرد را ملزم به ثبت نام فرزند در شناسنامه خود می کند و این فرزند از حقوقش از قبیل نفقه و ارث برخوردار خواهد شد . اما این موضوع هم مطرح است که برخی دختران با تن دادن به این نوع ازدواج با عدم مسئولیت پذیری مرد و  آینده ای مبهم مواجه اند.

 در ماده23 ، 10 شرط را لحاظ کرده اند  که شامل :رضايت همسر اول، عدم قدرت همسر اول به ايفاي وظايف زناشويي، عدم تمکين زن از شوهر مطابق با حکم دادگاه، ابتلاي زن به جنون يا امراض صعب العلاج، محکوميت قطعي زن در جرايم عمدي به مجازات يکسال زندان يا جزاي نقدي که بر اثر عجز از پرداخت منجر به يک سال بازداشت شود، ابتلاي زن به هرگونه اعتياد مضر به حال خانواده به تشخيص دادگاه، سوء رفتار يا سوء معاشرت زن به حدي که ادامه زندگي را براي مرد غير قابل تحمل کند، ترک زندگي خانوادگي از طرف زن به مدت 6 ماه، عقيم بودن زن و غايب شدن او به مدت يک سال، است که بر اساس آن مرد مي تواند با اجازه دادگاه همسر دوم اختيار کند.

 مخالفان این ماده در حالی خود را داعیه دار حقوق زنان می دانند که جامعه روزانه شاهد معضلات فراوانی در این مورد است که می توان به ازدواج پنهانی مردان بدون اطلاع همسر اول ؛ و حتی اغفال همسر اول برای ازدواج مجدد؛ ترک همسر اول بدون نفقه و زندگی با همسر دوم و .... اشاره کرد و در حال حاضر قانون هیچ بند حمایتی جز طلاق برای این زنان ندارد در حالی که این ماده می تواند کمک مناسبی برای احقاق حقوق این زنان باشد.

 ماده 24 لایحه حمایت از خانواده به بحث مهریه متعارف و غیر متعارف می‌پردازد و براساس این لایحه مهریه متعارف تا سقف 10 میلیون تومان تعیین شده است.

 در حالی که مساله مهریه بسیار مهم  تلقی می شود و موضوعی است که خانواده ها با آن درگیر هستند وبه طوری که جامعه شاهد رشد فزاینده مهریه های نامتعارف است که ازدواج را تبدیل به یک معامله کرده است و معیار قرار گرفتن مسائل مادی در ازدواج، آفتی برای خانواده هاست که در لایحه این مساله لحاظ شده است.

 این ماده رئیس قوه قضائیه را موظف کرده سه سال یکبار مهریه متعارف را اعلام کند و ملاک همان مهریه متعارف است و نیز دولت از طریق دستگاهها و رسانه های عمومی باید به ترویج فرهنگ ازدواج و رعایت مهریه متعارف بپردازد.

 ثبت ازدواج موقت در صورت بارداري

 محمدتقي رهبر عضو كميسيون حقوقي و قضايي مجلس با تاکید برشرعی و قانونی بودن ازدواج موقت و دائم اظهار داشت: جمعي از اعضاي كميسيون حقوقي و قضايي در رابطه با ماده 22 لايحه حمايت از خانواده كه به بحث ازدواج موقت مي‌پردازد با هم بحث و تبادل نظر كردند و نتيجه آن شد كه ثبت ازدواج موقت فقط بايد در صورت بارداري زوجه انجام شود و در غير اين صورت ثبت ازدواج موقت نبايد صورت گيرد.

 وی در ادامه افزود: آنچه در اين ماده بايد به آن تاكيد شود اين است كه اصل همواره بر ازدواج دائم است و ازدواج موقت فقط بايد در شرايط استثنايي مورد استفاده قرار گيرد.

 رهبر اظهار داشت : بر اساس صحبت‌هاي صورت گرفته ماده 22 لايحه حمايت از خانواده كه به ازدواج موقت مي‌پردازد و بر اساس آن مقرر شده كه در صورتي كه ازدواج موقت منجر به بارداري زوجه شود، ثبت صورت گيرد،این ماده تغيير خاصي پيدا نكرد. فقط تغييرات جزئي شكلي در اين ماده ايجاد شد كه بر اساس آن قرار است بر اين نكته تاكيد شود كه اصل در جمهوري اسلامي ايران بر ازدواج دائم است و بايد براي تحكيم بنياد خانواده‌ها ازدواج دائم همواره مد نظر قرار گيرد اما ازدواج موقت نيز منع شرعي و قانوني ندارد.

 اين عضو كميسيون حقوقي و قضايي گفت: ازدواج موقت فقط در شرايط خاص بايد انجام شود و ثبت آن هم فقط در صورت باردار شدن زوجه باشد. اعضاي كميسيون ثبت ازدواج موقت را بدون باردار شدن زوجه صلاح نمي‌دانند و معتقدند فقط بايد به اصل بودن ازدواج دائم در اين ماده تاكيد شود.

 هر چند نگرش جنسیتی به لایحه حمایت از خانواده از سوی گروههای فمنیستی و غوغاسالاری رسانه ای روند تصویب لایحه را با مشکلات زیادی مواجه کرده است .

 اما جامعه با مشکلات متعددی از قبیل ازدواج پنهانی مردان بدون اطلاع همسر اول و حتی اغفال همسر اول برای ازدواج مجدد و وضعیت نابسامان و مبهم فرزندان ناشی از ازدواج موقت و بالا رفتن طلاق ناشی از مادی شدن معیارهای زندگی مواجه است.

 و مسکوت ماندن این مواد لایحه منجر به افزایش برخی مشکلات اجتماعی گریبانگیر زنان جامعه است می شود که عدم توجه به حل این موضوع اثرات نامطلوب و جبران ناپذیری در استحکام خانواده ها دارد .

برای اطلاع از متن کامل این لایحه به ادامه مطلب مراجعه نمایید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم شهریور 1389ساعت 4:46  توسط کارگروه مطالعات زنان (دانشگاه هرمزگان) | 

سلام دوست من، نماز و روزه هات قبول!

  

صفات ممتاز زنان                                                                                                    

 

در روایات می خوانیم، سه صفت برای مردها مذموم است اما برای زن ها خوب است:

1- تکبر، تکبر برای مرد بد است اما برای زن خوب است.

2- ترس، شجاعت شجاعت برای مرد خوب است اما برای زن مذموم است.

3- بخل، بخل برای مرد بد است اما برای زن خوب است،

 این روایت از نظر سند هم معتبر است، مرحوم صاحب وسائل (ره) این روایت را در وسائل با روایات دیگر که از نظر سند معتبر است نقل می کند.

می دانی معنای روایت چیست؟

اسلام می گوید تو باید در مقابل نامحرم متکبر باشی، تو باید در مقابل نامحرم جدی و قاطع  باشی به فرموده ی قرآن شریف که می فرمایند: "فلا تَخضَعنَ بالقَولِ فیطًمَع الذی فی قلبهِ مرض"یعنی خانم در مقابل نا محرم متواضع نباش، نازک حرف نزن ، برای اینکه آن هایی که مریض هستند به تو طمع پیدا می کنند.

اگر اسلام می گوید زن باید ترسو باشد معنایش این است که زن باید با عصای احتیاط راه برود. در مقابل نا محرم ترسو باشد. معنای روایت این است که تو درّ شب چراغ داری یعنی عفت تو و شخصیت تو، همه چیز تو مربوط به عفت تو است. اگر عفت داشته باشی با شخصیت هستی، پس باید برای از دست دادن این درّ شب چراغ ترسید.  

اسلام می گوید در عفت خود بخیل باش، چنانچه در درّ شب چراغ بخیلی. عفت زن با با یک تبسم ضربه می خورد، وقتی ضربه خورد آبرو می رود، جدایی می افتد،تشکیل خانواده از بین می رود و با لاخره با یک تبسم دنیا به باد می رود.

                                                                     

+ نوشته شده در  شنبه ششم شهریور 1389ساعت 1:52  توسط کارگروه مطالعات زنان (دانشگاه هرمزگان) | 

 

 

آیا تا به حال به رابطه خودتون با مادرتون و بالعکس توجه کرده اید؟

بارها شده که رابطه من با مادرم خوب نبوده یا حتی می تونم بگم بدرفتاری هم کرده ام اما مادرم با رفتارش با من من را به خودم آورده....

فکر کنید اگر آنها هم می خواستند همون لحظه مثل ما بداخلاقی کنند و بی حوصلگی نشان بدهند چی می شد؟؟؟ و گاهی که من درخودم فرو رفته ام مادرم با وجودش،نگاهش، مهر و محبتش آرامشی به من می دهد که غیر قابل وصف است. به راستی اگر مادران (زنان) نبودند چه اتفاقی می افتاد؟شاید تصور اینکه مادرها چقدر صاف و بی آلایشند و پی بردن به احساسات آنها برای ماهایی که هنوز مادر نشدیم خیلی مشکل باشد .

 بار ها شده من تو خودم هستم و به اطرافم و حتی به وجود مادرم توجه ندارم اما همون لحظه مادرم با یک حرف یا یک شوخی چنان احساسی به من می دهد که می دونم با هیچ چیزی نمی تونم به دستش بیارم اگر اون موقع مادرم هم مثل من عمل می کرد خدا می داند من تو چه فکری فرو می رفتم و چه کارهایی ممکن بود از من سر بزند و چه قدر روز به روز از مادرم دور می شدم. این مادرمه که قدرت و نیروی نزدیک شدن به خودش را به من می دهد

به راستی این همه مهر و محبت و صفا و صمیمیت از کجا سرچشمه می گیرد؟

بله همه ی این ها از ذات مقدس خدای عزیزمان، خدایی که این ویژگی ها را چند صد برابر در حد کمال دارد منشا می گیرد، پس ما با ارتباط برقرار کردن با خداوند می تونیم به او نزدیکتر بشیم و با یاری خدا آنی و لحظه ای به خودمان واگذار نمی شیم و آگاهانه پیش می ریم و لحظه لحظه ی عمرمان را صرف دریافت و به کار بردن مهر و محبت وآرامش و... کنیم. تا ما هم بتوانیم ظرفیت وجودمان را پر از صداقت ومهرمحبت کنیم ...

                                                                                                           به امید آن روز.

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مرداد 1389ساعت 1:32  توسط کارگروه مطالعات زنان (دانشگاه هرمزگان) | 

به گزارش زن فردا و به نقل از همشهری سرنخ فاطمه صالحی  دختری که هم سنتور می‌نوازد، هم طراحی و گریم انجام می‌دهد و هم دانشجوی موسیقی است؛  قصد دارد دکترا خود را هم بگیرد.

می توان از فاطمه صالحی  که به طور مادرزادی دو دست و یک پا ندارد به معنای واقعی کلمه یک «بمب روحیه» نام برد.

بخش‌هایی از این گزارش اینگونه است:

زمستان داشت تمام می‌شد. ساعت ۵/۶ صبح روز ۲۳ اسفند ۱۳۶۵ بود. همه در هول و ولای به دنیا آمدن بچه‌ها بودند. اول معصومه به دنیا آمد؛ بچه‌ای سالم و طبیعی. اما هنوز همه چیز تمام نشده بود، یک ربع بعد قل بعدی فاطمه به دنیا آمد؛ نوزادی که دست‌هایش رشد نکرده بودند و فقط یک پا داشت. از همه بیشتر پرستار اتاق عمل ناراحت شد چون باید این خبر را به پدر این دوقلوها و بقیه اعضای خانواده که پشت در اتاق عمل منتظر بودند می‌داد.

مادرم زمانی که ما را باردار بود زمین خورد. همین باعث شد که من گوشه شکم مادر بچسبم و نتوانم حرکت کنم و رشد خوبی نداشته باشم. حتی وقتی مادرم دکتر می‌رفت آنها فکر می‌کردند که فقط یک بچه در رحمش وجود دارد؛ غافل از آنکه ما دو قلو بودیم.
اولین روز مدرسه را هیچ وقت فراموش نمی‌کنم. با آنکه با مادرمان رفته بودیم ولی من از نظر روحی خیلی اذیت شدم.

او قبل از رفتن به مدرسه قلم را با پایش می‌گرفت و نقاشی می‌کشید و این روند تا سال دوم دبستان هم ادامه داشت تا اینکه معلم کلاس سومشان با او صحبت کرد و فاطمه قبول کرد که اگر بخواهد وارد دانشگاه شود باید مثل بقیه باشد بنابراین نوشتن با دست‌هایش را شروع کرد؛ اولش خیلی سخت بود ولی یواش یواش عادت کردم. هنوز هم خیلی از کارها را با پایم انجام می‌دهم؛ مثلا وقتی در خانه هستیم با پا غذا می‌خورم.

تا وقتی که فاطمه مدرسه می‌رفت برای آنکه از درسش عقب نماند به کلاس‌های آزاد نمی‌رفت ولی وقتی دیپلمش را گرفت سنتور را پیش استادش، غلامرضا مشایخی شروع کرد؛ «از سازها به پیانو و گیتار علاقه‌مند بودم ولی شرایط فیزیکی‌ام این اجازه را نمی‌داد. وقتی مشورت کردم متوجه شدم که می‌توانم در ‌ساز سنتور موفق باشم. اطلاعاتم درباره این ‌ساز در حد این بود که می‌دانستم به شکل ذوزنقه است ولی اگر حمایت‌ها و تشویق‌های استادم نبود شاید هیچ وقت به این ‌ساز علاقه‌مند نمی‌شدم.

او طراحی سیاه قلم را هم از برادر بزرگترش مهدی یاد گرفت؛ «در طراحی کشیدن پرتره انسان برایم خیلی سخت بود چون نمی‌توانستم دور صورت را خوب دربیاورم اما تمرین کردم و موفق شدم». بعد از آن هم به طراحی روی سفال علاقه‌مند شد.

بعد از اینها نوبت به گریم و آرایشگری رسید که فاطمه از کودکی به آن علاقه داشت؛ «وقتی ثبت نام کردم استادم گفت تو می‌توانی این کار را انجام دهی؟چون خیلی ظریف‌کاری دارد. من هم جواب مثبت دادم. در کلاس صدای استاد را ضبط می‌کردم و خیلی دقیق به کارهایش نگاه می‌کردم تا بهتر یاد بگیرم.

آموزش گریم به همین منوال تمام شد تا اینکه نوبت به روز امتحان رسید؛ روزی که اگر می‌توانست قبول شود دیپلم چهره‌پردازی می‌گرفت. فاطمه آن روز را به یاد می‌آورد و می‌گوید: «مسؤول برگزاری امتحان از مربی‌ام پرسید من چه مدلی به او بدهم که بتواند انجام دهد؟ این حرفش ترحم‌آمیز بود و خیلی ناراحت شدم و مربی‌ام هم به او گفت سخت‌ترین مدلی را که فکر می‌کنید به این هنرجو بدهید. او هم مدل خاتون را به من داد که خیلی سخت بود. بعد هم گفت یک ربع هم به‌ات وقت اضافه می‌دهم ولی من با خودم گفتم باید جوری کارم را پیش ببرم که به آن یک ربع وقت اضافه هم احتیاج پیدا نکنم». فاطمه آن‌قدر کارش را خوب انجام داد که تنها کسی در آن دوره بود که توانست با نمره ممتاز دیپلم گریم بگیرد.

اما انگار اشتیاق این دختر به تجربه و یادگیری مهارت‌های تازه تمامی نداشت چون او مدرک گرافیک کامپیوتری‌اش را هم گرفت؛ «من همه این مدارک را گرفتم تا شاید بتوانم برای خودم کاری دست و پا کنم ولی متاسفانه هیچ کس حاضر نمی‌شود به یک معلول کار بدهد. آنها به معلولیت آدم نگاه می‌کنند نه به اینکه چه توانمندی‌هایی دارد. برای کار به جاهای زیادی مراجعه کرده‌ام که تا الان به در بسته خورده‌ام».

کنسرت در عشق‌آباد

فاطمه وقتی نواختن آهنگ «ای الهه ناز» را یاد گرفت به سنتور بیشتر علاقه‌مند شد. اولین کنسرتی هم که داشت در فرهنگسرای بهمن با همین آهنگ بود. «تولد حضرت فاطمه(س) بود. مادرم هم بین جمعیت نشسته بود و وقتی نگاهش کردم دلم قرص شد. ای الهه ناز و‌ای ایران را نواختم و وقتی تمام شد نفس عمیقی کشیدم و عکس‌العمل مردم و تشویق آنها برایم خیلی غیر منتظره بود».

مادر فاطمه آن شب را به یاد می‌آورد و می‌گوید:«صندلی فاطمه نامناسب بود و او مدام از روی آن سر می‌خورد ولی بالاخره توانست کنترل خودش را حفظ کند و اجرای خوبی داشته باشد».

سنتور تا دکترا

فاطمه سال ۱۳۸۷ به‌عنوان دانشجوی موسیقی کنسرواتور ایران پذیرفته شد؛ «تصمیم گرفتم بروم موسیقی بخوانم».

او ادامه می‌دهد:«روز اول دانشگاه برایم درست مثل روز اول مدرسه بود؛ با این تفاوت که آن موقع خواهرم همراهم بود ولی این دفعه تنهای تنها بودم. اما رفتار دانشجویان و استادان برخلاف آن زمان خیلی عادی بود. ترم یک که بودم همه فکر می‌کردند من از موسیقی سر درنمی‌آورم و به من یک هفته مهلت دادند تا نت‌ها را حفظ کنم اما من این کار را قبلا یاد گرفته بودم».

با تمام این تفاسیر فاطمه مثل خیلی از معلولان دیگر مشکلات زیادی در رفت و آمد دارد. خودش در این باره می‌گوید:«فاصله خانه ما تا دانشگاه خیلی زیاد است. روزهای اول آژانس می‌گرفتم و با مادرم می‌آمدم ولی الان خودم به تنهایی با آژانس می‌آیم که خیلی هزینه‌بر است. همین طور برای سوار شدن و پیاده شدن مخصوصا اگر وسیله و یا ‌ساز دستم باشد از دوستان و همکلاسی‌هایم کمک می‌گیرم».

او از ترم سوم ‌ساز سنتور را به عنوان‌ ساز تخصصی خودش انتخاب کرده و امیدوار است بتواند این رشته را تا مقطع دکترا و آهنگسازی ادامه دهد.

فاطمه موفقیت‌هایش را مدیون خانواده‌اش می‌داند؛ خانواده‌ای که او را محدود نکردند و مانند خواهر دوقلویش هر امکاناتی را که در توانشان بود در اختیار او هم گذاشتند.

فاطمه می‌گوید:«سخت‌ترین لحظات برای من این است که مردم با نگاه ترحم‌آمیز به من خیره شوند. البته حس ششم خیلی خوبی هم دارم و تا متوجه شوم که کسی می‌خواهد از روی دلسوزی به من کمک کند کاری می‌کنم که با دیدن توانایی‌هایم از انجام این کار منصرف شود. من با معلولیت خودم کنار آمده‌ام و دلم می‌خواهد مردم هم این را بدانند و اجازه بدهند راحت زندگی کنم».

  وقتی این مطلبو خوندم با خودم گفتم یه آدمی مثل فاطمه با وجود محدودیت هایی که داشته هیچ محدودیتی برای خودش قائل نشده و به هرچی که اراده کرده رسیده اما یکی مثل من با وجود داشتن نعمت سلامتی اگه خیلی سعی وتلاش کنم  وکلی اراده خرج کنم تازه می شینیم درس هامو می خونم که پاس بشم

 کاش فراموش نکنیم که ما در مقابل تک تک نعمت هایی که خدا بهمون داده مسئولیم تک تک اعضا و جوارحمون...

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم خرداد 1389ساعت 1:0  توسط کارگروه مطالعات زنان (دانشگاه هرمزگان) | 

اگر حضرت زهرا(س) الان بودند چه کار هايي مي کردند تا ما به عنوان کسي که الگويمان حضرت زهرا(س) است مسيرمان هموارتر شود؟

 دين مبين اسلام ديني جامع, براي همه ي اعصار جامعه ي بشري مي باشد؛ بنابراين هر عملي که صديقه طاهره حضرت زهرا ( س) در هنگام حيات مبارک خويش انجام دادند, اگر در اين زمان بودند, به تناسب زمان و با شرايط خاص اين دوران نيز عمل مي کردند.
حضرت زهرا ( س) الگوي هر زن و مرد مسلماني است و بر همه ي ما واجب است از ايشان درس گرفته و او را الگوي خود قرار دهيم.

لذا به ذکر برخي از سيره عملي حضرت مي پردازيم:
1 – عصمت از گناه
حضرت صديقه طاهره ( س) در طول زندگي خود از هر عيب و خطا و گناهي, پاک و طاهر بود. بر پيرو حقيقي ايشان نيز فرض و واجب است از همه ي معاصي و گناهان به دور باشد. يکي از وسوسه هاي شيطان اين است که : ما کجا و اهل بيت کجا اين جمله ي حقي است که شيطان از آن استفاده ي ناحق کرده است. بله, احدي از نظر رتبه و مقام به گرد پاي اهل بيت عصمت ( ع ) نرسيده و نخواهد رسيد؛ اما نه به اين معنا که ما نمي توانيم از گناهان پرهيز کنيم. هر زن و مرد مسلماني که از معصومين پيروي مي کنند بايد در حد خود, عصمت از گناه داشته باشند.
 
پيرو حقيقي حضرت زهرا ( س) اهل غيبت, دروغ, بدزباني, شرکت در مجالس حرام, گوش دادن به موسيقي حرام, ديدن صحنه هاي حرام, و ... نيست. احدي از ما نمي تواند مثل و مانند صديقه طاهره ( س) شود اما مي تواند پشت سر او حرکت کند و يکي از پيروان راستين آن حضرت همچون فضه و اسماء و سلمان و ابوذر شود!


2 – مطيع و مدافع ولايت
در جريان غصب خلافت و حق علي ( ع) بعد از رحلت حضرت رسول ( ص), يکي از مدافعان سرسخت آن امام معصوم, حضرت زهرا ( س) بود. ايشان در حيات کوتاه خود بعد از رحلت پدر بزرگوارشان, سعي و تلاش زيادي در باز پس گرفتن حق ايشان کردند؛ تا جايي که جان خود را در اين راه گذاشته, شربت شهادت نوشيدند. بر طبق دستوري که از امام زمان ( ع) به ما رسيده که حضرت فرمودند در هنگام حوادثي که واقع مي شود به راويان حديث ما رجوع کنيد آنها حجت من بر شما هستند و من حجت خدا هستم, بر ما نيز واجب است در زمان خويش از ولايت فقيه, حمايت و دفاع کنيم. در زندگي حضرت زهرا ( س) – با اينکه داراي مقام عصمت بودند – حتي يک بار مشاهده نشده است که از اوامر حضرت علي ( ع) سرپيچي کنند. بر ما نيز واجب است در هر زمان و هر موقعيتي از ولي فقيه جامع الشرايط – که مصداق بارز آن مقام معظم رهبري است – دفاع کنيم.

3 – ارتباط عميق با قرآن
حضرت زهرا ( س) مي فرمايند : .... ستايش خداي را که مرا منکر امري از کتابش قرار نداده و در هيچ حقيقتي از امر کتاب, مرا سرگردان ننموده است و ستايش خداي را که مرا به دينش هدايت کرد و مرا کسي قرار نداد که غير او را عبادت کنم. محال است کسي انس با قرآن داشته باشد و از دستوراتش پيروي کند و در عين حال به بيراهه کشيده شود. قرآن ريسماني است که خداوند در چاه دنيا آويخته, هر کس دست دراز کرده و آنرا بگيرد و از آن بالا رود, هدايت الهي شامل حالش خواهد شد.

4– علم و دانش
در تاريخ آمده که زنان اهل مدينه سؤالات خويش را از حضرت زهرا ( س) مي پرسيدند و حضرت با صبر و حوصله به آنها پاسخ مي دادند و از آنجا که علم معصومين ( ع) از جانب حضرت حق به آنها اضافه مي شد, هيچ سؤالي نبود الا اينکه پاسخ آن در نزد حضرات معصومين باشد. کسب علم و دانش از جمله کارهايي است که بر هر زن و مرد مسلماني واجب و ضروري است. ما مي توانيد با برنامه ريزي دقيق و منظم, به کسب علم و دانش بپردازيد و در اين راه از هيچ کوششي دريغ نکنيد.

 
5– حجاب و نحوه ي پوشش

حضرت فاطمه زهرا (س) می فرمایند: "صلاح زنان در این است که طوری زندگی نمایند که نه مردان بیگانه را ببینند و نه چشم بیگانگان بدان بیفتد". اما خود فاطمه زهرا(س) در متن مسائل سیاسی اجتماعی قرار داشت و همواره از حق و اسلام و اهل بیت دفاع میکرد؛ بعد از رحلت پیامبر(ص) در آن شرایط حساس و دشوار بحرانی که فتنه و دشمن تمامیت اسلام و قرآن را تهدید می کرد، فاطمه زهرا بود که با شرکت خود در صحنه سیاسی و اجتماعی از مقام ولایت و رهبری دفاع میکرد. اگر از فاطمه زهرا(س) نقل شده ویژگی زن مسلمان این است که نه مرد نامحرم او را ببیند و نه او مرد نامحرم را ببیند، هرگز به معنای انزوا و گوشه ‏نشینی زن مسلمان نیست بلکه منظور این است که در فعالیت‏های اجتماعی باید آنچنان مقررات اسلامی را رعایت کند که موجب نگاه حرام نامحرمان نشود

پس دوربودن از نامحرم به معنای گوشه‏نشینی نیست، بلکه فعالیت و تلاش علمی و عملی و رسیدن به خودکفایی است.

6– ساده زيستي
همه ي زندگي حضرت زهرا ( س ) از جمله جهيزيه, لباس و خوراک و ... از سادگي ويژه اي برخوردار بود. هيچ گاه در زندگي حضرت, اثري از زياده خواهي, تجمل گرايي و تعلق به دنيا ديده نشد.
همانطور که آمار و تحقيقات نشان مي دهد يکي از مهمترين اموري که خانواده ها را در معرض از هم پاشيدگي قرار داده است زياده خواهي و تجمل گرايي است. نوع جهيزيه ها, مهريه ها, لباسهاي عروسي و ... همه و همه داد از تفاخر و تکاثر ميزند.
حال آنکه عزت الهي در هيچيک از اينها نيست بلکه بالعکس در ساده زيستي است. تنها کافي است به تاريخ مراجعه کنيم و ببينيم نحوه ي زندگي صديقه ي طاهره و نوع جهيزيه و ميزان مهريه و ... حضرت چگونه بود؟ اينطور نبود که چون حضرت علي ( ع) در ابتداي زندگي از مال و اموالي برخوردار نبودند حضرت مجبور بود اينگونه زندگي کند. چه بسيار خواستگاران ثروتمندي که حاضر بودند همه ي اموال خود را مهريه ي حضرت زهرا قرار دهند؛ اما ايشان با بصيرت, زندگي با حضرت علي ( ع) را انتخاب فرمودند.
قصدم از بيان ساده زيستي اين نيست که ما نيز اکنون در کوزه هاي گلي آب بخوريم و يا بر روي گليم بنشينيم؛ بلکه مقصودم آن چيزي است که از روايات به ما رسيده و بزرگان ما نيز در همين زمان اينگونه زندگي مي کنند؛ يعني استفاده از دنيا در حد ضرورت.
اگر مي خواهيم پيرو حقيقي حضرت زهرا باشيم بايد در زندگي خود از اکثريتي که به دنبال دنيا خواهي و دنيا پرستي هستند الگو نگيريم, بلکه در گروه اقليتي از مؤمنين قرار گيريم که مطيع اوامر و دستورات حقند و از سرزنش هيچ سرزنش کننده اي نمي هراسند.
یا فاطمه زهرا (س)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389ساعت 9:55  توسط کارگروه مطالعات زنان (دانشگاه هرمزگان) | 

حکایاتی از آئین همسرداری وادب زهرا (س):

 

الف - زهرا از دیدگاه علی (ع) :

پاسخ صریح وزیبای علی (ع) به پیامبر (ص) در فردای عروسی ، فاطمه را بهترین یار ومدد کاردر طاعت حق معرفی می کند . وقتی که پیامبر (ص) از او پرسید : زهرا را چگونه یافتی ؟ عرض کرد : نعم العون علی طاعه الله . فاطمه چه خوب یاوری برای طاعت الهی است ..

 ب -  ایثار وتعاون زهرا (س) :

ایثار واز خودگذشتگی یکی از مهمترین عوامل استحکام روابط میان اعضای یک مجموعه است ، نمونه ای از ایثار وگذشت در زندگی هر انسانی نشانه بزرگی روح وعلو همت اوست . در زندگی فاطمه (س) وایثار در برابر شوی بزرگش نمونه های بارزی به چشم می خورد . هنگامی که پیامبر آندو را مشغول کار دید از آنها پرسید کدامیک از شما خسته ترید ؟ هر یک از آنها دیگری را مقدم دانسته واو را خسته از مشقت کار ذکر کرد.

 د - تقسیم کار:

یکی از نمادهای زندگی مشترک زندگی علی (ع) وفاطمه (س) تقسیم مطلوب وظایف ناشی از زندگی مشترک بود . وقتی که پیامبر تقاضا کردند تا کارها را میان آن دو تقسیم کند ، رسول خدا (ص) کارهای خانه را به فاطمه (س) سپرد ومسئولیت خارج از منزل را به علی (ع) واگذار کرد . زهرا (س) بارها اظهار خشنودی می کرد ورضایت خود را از تقسیم ابراز می داشت .

 ذ - محبت به همسر (رعایت یکدیگر ) :

پیامبر اکرم (ص) بارها دختر وداماد گرامی اش را به محبت یکدیگر سفارش می فرمود . روزی به زهرا فرمودند : دخترم شوهر تو بهترین همسرهاست تو را از نافرمانی او بر حذر می دارم . سپس به علی (ع) فرمود : علی جان به همسرت مهربانی کن زیرا فاطمه پاره تن من است . رنج او رنج من است وشادی او خشنودی من است .

 ه - رازداری زهرا (س):

روزی فاطمه (س) به حضورپدرش رسید در حالیکه آثار ضعف وگرسنگی از چهره فرخنده اش نمایان بود . رسول خدا (ص) با مشاهده این حالت دستهایش را به سوی آسمان بلند نمود وگفت : خدایا گرسنگی فرزندم را به سیری تبدیل کن ووضع او را سامان بده .آری زهرا (س) از فقر خانه علی شکوه نمی کند وپیامبر بدون اینکه زهرا سخنی یه او بگوید از ضعف وگرسنگی او باخبر می شود . که این خود یکی از نمونه های پایبندی یه اساس واسرار خانواده است .

 ز- فداکاری وصبر بر فقر :

صبح یکی از روزها که علی (ع) وفاطمه در کنار هم بودند علی (ع) برای رفع گرسنگی شدید خود از همسرش غذایی را طلب کرد . زهرا (س) گفت : خود دو روز است که چیزی نخورده ام وهر چه در خانه بود برای شما وفرزندان آورده ام .علی (ع) فرمود : چرا مرا از این امر آگاه نساختی ، تا برای تهیه غذا اندیشه کنم . زهرا (س) پاسخ داد : از خدای خود شرم کردم که چیزی از تو بخواهم که انجام آن برای تو دشوار باشد .

 ح - نگاه شفا وروح بخش :

امیرالمؤمنین (ع) می فرمایند : هیچ گاه فاطمه از من نرنجید. واو نیز هرگز مرا نرنجاند . او را به هیچ کاری نرنجاند. او را به هیچ کاری مجبور نکردم . وهر گاه بصورت ورخساره اش نظاره می کردم تمام غصه های من برطرف می شد . ودردهایم را فراموش می کردم . بخدا قسم هرگز کاری نکردم که فاطمه خشمگین شود . او نیز هیچ گاه مرا خشمگین نکرد . آری فاطمه (س) برای ایجاد یک محیط آرام وبا صفا در درون خانه بود وآنچه می گفت در جهت اهداف همسر فداکار ودلاورش بود .

 ط- تقویت روانی شوهر مجاهد :

هنگامی که علی (ع) از جبهه باز می گردد. فاطمه (س) به استقبال اومی رود وبا رویی گشاده ولبخند حاکی از رضایت وافتخار به او مینگرد ، لباس وشمشیر خون آلود او را می شوید واز حوادث میدان جنگ می پرسد . وبدین وسیله نقش خود را در جهاد سرنوشت ساز اسلام ودر تقویت روانی شوی مجاهدش ایفا می کند .

 ی - تسلیم اختیارات شوهر :

خلیفه اول ودوم چندین بار تقاضای ملاقات حضرت فاطمه (س) کرده بودند وفاطمه نپذیرفته بودند . علی (ع) در آخرین روزهای واپسین عمر زهرا (س) نزد او آمد وتقاضای آنان را برای ملاقات با فاطمه بازگو کرد واز او اجازه خواست . زهرا (س) چنین گفت : خانه از آن شما ودر اختیار شمایم آنچه خود صلاح می دانی عمل کن

 ک - محبت به همسر :

 روزی پیامبر از فاطمه سلام الله پرسید شوهرت با تو چگونه است ؟ فاطمه (س) عرض کرد: خوب است اما زنان قریش مرا با ازدواج با کسی که دستش از مال دنیا خالی است سرزنش می کنند . پیامبر فرمود : دخترم شوهر تو بهترین همسرهاست . به او محبت کن ! تو را از نافرمانی او برحذر می دارم .

 ر- زهرا (س) وتربیت فرزندان : ( وراثت در شخصیت فرزندان زهرا (س) ) :

یکی از عوامل موثر در تشکیل شخصیت فرزندان زهرا (س) وراثت است . زیرا در این خانواده مادر از مقام عصمت بهره مند است . در وجود مطهر او هیچ رجس وگناهی راه ندارد . چنانچه در زیازت امام حسین (ع) داریم که : گواهی می دهم که شما در اصلاب پاک وارحام مطهر بودید وهیچ غباری از شرک وجهالت بر دامن شما ننشست .

 ن_ زهرا مادی پاکدامن : 

امام حسین (ع) در روز عاشورا حقیقتی را بازگو کرد تا از آن طریق بر حقانیت خود تاکید ورزد . بدین جهت در آن روز تاریخی فرمود : شهامت ، آزاد منشی وکرامت خود را مرهون پاکدامنی وطهارت مادرم زهرا ( س ) هستم .

 س - اعتقاد به عقیقه :

حضرت زهرا (س) هرگاه صاحب فرزندی می شد برای او گوسفندی را عقیقه می داد . سپس روز هفتم تولد هر یک از عزیزانش ، سر او را می تراشید وبرابر وزن موهای او نقره صدقه می داد . برای همسایه ها هدیه می فرستاد ودیگران را در شادی خود سهیم می نمود .

 ع - عواطف مادری ونقش آن در تربیت فرزند :

سلمان می گوید : روزی فاطمه زهرا(س) را دیدم که مشغول آسیاب بود . در این هنگام فرزندش حسین گریه کرد وبیتابی نمود . عرض کردم برای کمک به شما آسیاب می کنم یا بچه را آرام می نمایم . ایشان فرمود من به آرام کردن فرزند اولی هستم . شما آسیاب را بچرخانید .

ص - بازی وتحرک :

حضرت فاطمه (س) با فرزندانش همبازی می شد وبه این نکته توجه داشت که در بازی نوع الفاظ وحرکات مادر سرمشق کودک قرار می گیرد . نقل شده است که حضرت با فرزندش امام حسن (ع) بازی می کرد واو را بالا می انداخت وبرایش شعر می خواند .

 ق - رعایت عدالت در میان کودکان :

روزی امام حسن (ع) نزد پیامبر آمد واظهار تشنگی کرد وتقاضای آب نمود . رسول خدا (ص) بی درنگ برخاسته وظرفی برداشت واز گوسفندی مقداری شیر دوشید وبه امام حسن (ع) داد و در این هنگام که امام حسین (ع) خواست تا ظرف شیر برادرش را بگیرد . اما پیامبر در حمایت از امام حسن (ع) مانع گرفتن ظرف او شد . فاطمه (س) عرض کرد گویا حسن برای شما عزیزتر است . پیامبر فرمود ند : هر دو برایم عزیز ومحبوبند . چون اول حسن تقاضای آب کرد او را مقدم داشتم .

 سخنان برگزیده از حضرت زهرا (س):

در خدمت مادر باش  زیرا بهشت در زیر پای مادران است .

آن گاه در که روز قیامت برانگیخته شوم ، گناهکاران امت پیامبر اسلام را شفاعت خواهم کرد.

اگر به آنچه تو را به آن فرمان می دهیم عمل کنی واز آنچه بر حذر می داریم دوری کنی ، از شیعیان مایی والا هرگز.

از دنیای شما محبت سه چیز در دل من نهاده شد ؛ تلاوت قرآن ، نگاه به چهره پیامبر خدا وانفاق در راه خدا .

خوش رویی در هنگام روبه رو شدن با مؤمن ، بهشت را بر فرد خوش رو واجب می کند .

 

يا فاطمة الزهرا يا بنت محمد يا قرة عين الرسول يا سيدتنا و مولاتنا انا توجهنا و استشفعنا بك الى الله و قدمناك بين يدى حاجاتنا .يا وجيهة عندالله اشفعى لنا عندالله .

والسلام

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389ساعت 21:42  توسط کارگروه مطالعات زنان (دانشگاه هرمزگان) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اگر از من بپرسند که در کنار
ساحل جای پایت را بر روی
کدامین جاپا میگذاری میگویم
گرچه این جا پاها فانی اند
اما این ما هستیم که
با راه رفتن مجدد بر روی ساحل
راه خوبیها را خواهیم پیمود
و ادامه دهنده آنیم
و امروز ما دختران خمینی کبیر
جا پایمان را روی ساحل
بر جا پای امام عزیز مان که قبل از
رحلت بر جای گذاشته است می گذاریم .
ما راهوران عشق و معرفت
ما دختران انجمن این راه را خواهیم پیمود
حتی اگر دریا با امواج خروشانش
در ساحل جاپایمان را از بین ببرد
آنقدر می رویم تا دریا خجل گردد
و عقب نشینی نمایید.

پیوندهای روزانه



آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
فروردین 1390
آذر 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
پیوندها
كار گروه سياسي
کارگروه مطالعات اسلامی
کارگروه تاریخ و تمدن
وبلاگ انجمن اسلامی مستقل
هديه ي زندگي
دختران خمینی کبیر
گل نرگس
زن فردا
شورای فرهنگی -اجتماعی زنان
پژوهشکده زنان دانشگاه الزهرا(س)
امور زنان و خانواده ی ریاست جمهوری
پژوهشکده خانواده
اطلاع رسانی حضرت فاطمه زهرا(س)
شمیم
خبرگزاری زنان
زنان و فن آوری زنان
دفتر مطالعات و تحقیقات زنان قم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM